برای انواع اقلیمهای آب و هوایی در ایران کدام سویهها مناسب هستند و تهویه استاندارد برای هر سویه کدام است؟
چکیده
مدیریت و کنترل داخل سالن مرغداری (In-house Climate Control)، بهویژه مکانیسمهای تهویه، یکی از پیچیدهترین و حیاتیترین ارکان در صنعت پرورش طیور گوشتی محسوب میشود که ارتباطی تنگاتنگ با ژنوتیپ پرنده دارد. با گذشت زمان و ورود سویههای تجاری با پتانسیل ژنتیکی بسیار بالا برای رشد سریع، تعادل بین تولید متابولیک گرمای درونی و توانایی دفع آن به محیط، به معادلهای حساس تبدیل شده است. در این میان، چهار سویه اصلی راس، کاب، آربر اکرس و هوبارد، هر کدام دارای «امضای متابولیکی» (Metabolic Signature) متمایزی هستند که مستقیماً بر طراحی و عملکرد سیستمهای تهویه تأثیر میگذارد. درک تفاوتهای فیزیولوژیک این سویهها، مهندسان و پرورشدهندگان را قادر میسازد تا استراتژیهای تهویهای اختصاصی و بهینهای را اتخاذ کنند که فراتر از تنظیم ساده دما، به پایداری تولید و تندرستی گله منجر شود.
سویه راس (Ross)، به عنوان نمادی از رشد سریع و کارایی تغذیه بالا، دارای متابولیسمی بسیار فعال است که حجم عظیمی از گرمای لطیف (Sensible Heat) و گرمای نهان (Latent Heat) را در طول روز تولید میکند. این ویژگی ژنتیکی باعث میشود که سیستم تهویه مورد نیاز برای راس، بر اساس «ظرفیت دفع حرارت» طراحی شود. در عمل، این بدان معناست که سالنهای پرورش راس نیازمند نرخ تبادل هوای بسیار بالایی هستند تا بتوانند گرمای مازاد تولید شده توسط توده بدنی پرندگان را به سرعت تخلیه کنند. عدم توانایی سیستم تهویه در ایجاد جریان هوای کافی (Air Velocity) در سطح پرنده، منجر به تجمع گرما در محیط و بروز تنش حرارتی مزمن میشود که اثرات مخربی بر ضریب تبدیل غذایی و سیستم ایمنی این سویه دارد. بنابراین، تهویه برای راس باید پویا و با فشار مثبت بالا باشد تا از طریق اثر سرمایشی باد (Wind Chill Effect)، دمای محسوس پرنده را کاهش دهد، زیرا این سویه در دفع گرمای تنفسی در دماهای بالای محدوده ترمال ناکارآمد است.
در مقابل، سویه کاب (Cobb) با تمرکز بر توده زنده سنگین و کیفیت لاشه، چالشهای متفاوتی را برای سیستم تهویه ایجاد میکند. سویه کاب به دلیل جثه بزرگتر و مصرف اکسیژن بالاتر، به تهویهای نیاز دارند که علاوه بر کنترل دما، تمرکز ویژهای بر «کیفیت هوا» و تأمین اکسیژن داشته باشد. در سیستمهای تهویه برای کاب، مدیریت غلظت دیاکسید کربن و آمونیاک در سطح کف سالن اهمیت دوچندانی مییابد. سیستمهای تهویه حداقلی (Minimum Ventilation) در روزهای اولیه پرورش برای این سویه حیاتی است تا رطوبت بستر کنترل شده و از بروز مشکلات تنفسی جلوگیری شود. همچنین، به دلیل نسبت سطح به حجم کمتر در پرندگان سنگینوزن کاب، دفع گرما دشوارتر است؛ لذا سیستم تهویه باید بتواند بدون ایجاد کوران هوا (Draft) که باعث بیماری میشود، جریان هوای یکنواخت و با سرعت کافی را در تمام نقاط سالن، بهویژه در نزدیکی بستر، تأمین کند تا از تجمع لایههای هوای گرم و ساکن زیر سقف جلوگیری شود.
سویه آربر اکرس (Arbor Acres) که به طور خاص برای شرایط آبوهوایی سخت و گرمسیری اصلاح شده است، نیازمند رویکردی متفاوت در مدیریت تهویه است. اگرچه این سویه تحمل دمایی بهتری دارد، اما در مناطق با رطوبت نسبی بالا، چالش اصلی سیستم تهویه، «کنترل رطوبت» است. آربر اکرس در شرایط تنش گرمایی تمایل به افزایش مصرف آب برای خنک ماندن دارد که میتواند بار رطوبتی سالن را افزایش دهد. سیستم تهویه برای این سویه باید تعادلی دقیق بین سرعت هوا و رطوبت برقرار کند. استفاده از کولرهای تبخیری در هوای مرطوب برای این سویه محدودیت دارد؛ بنابراین، تکیه بر تهویه تونلی با سرعت هوای بسیار بالا برای ایجاد خنکی حسی (Sensible Cooling) اولویت مییابد. سیستم تهویه برای آربر اکرس باید انعطافپذیر باشد تا بتواند در ساعات شب که دما کاهش مییابد، رطوبت مازاد را تخلیه کند و از تراکم رطوبت روی بستر که بستر را فاسد میکند، جلوگیری نماید.
سویه هوبارد (Hubbard) با ویژگیهای دوامگرایی (Robustness) و فعالیت بیشتر، نیازمند محیطی با کیفیت هوای بسیار عالی از نظر حذف ذرات معلق و گرد و غبار است. پرندگان هوبارد به دلیل تحرک بیشتر، تولید گرد و غبار بیشتری دارند که میتواند باعث تحریک دستگاه تنفسی شود. سیستم تهویه مورد نیاز برای هوبارد باید دارای فیلتراسیون مناسب یا توانایی مکش قوی برای حذف ذرات معلق باشد. علاوه بر این، این سویه در برابر کوران هوا مقاومت نسبی بیشتری نسبت به راس دارد، اما سیستم تهویه باید از ایجاد نقاط دمایی بسیار سرد (Cold Spots) در سالن جلوگیری کند. تهویه برای هوبارد باید به گونهای تنظیم شود که اکسیژنرسانی به تمام نقاط سالن، حتی در گوشهها و کنارهها، به صورت یکنواخت انجام شود، زیرا فعالیت بالای متابولیکی این پرندگان نیاز مداوم به اکسیژن تازه برای سوختوساز سلولی دارد.
در نهایت، مقایسه جامع این چهار سویه نشان میدهد که هیچ نسخه واحدی برای مدیریت تهویه وجود ندارد و سیستمهای تهویه مدرن باید قابلیت برنامهریزی پویا (Dynamic Programming) بر اساس نوع سویه داشته باشند. برای سویههای با متابولیسم بالا مانند راس، اولویت با دفع گرمای سریع است؛ برای سویههای سنگین مانند کاب، تأمین اکسیژن و جریان هوای یکنواخت در سطح بستر حیاتی است؛ برای آربر اکرس، مدیریت رطوبت و ایجاد سرعت باد کلید موفقیت است؛ و برای هوبارد، کنترل کیفیت هوا و ذرات معلق در اولویت قرار دارد. بنابراین، طراحی سیستمهای تهویه سالنهای مرغداری باید با در نظر گرفتن «پروفایل فیزیولوژیک» هر سویه انجام شود تا بتوان حداکثر پتانسیل ژنتیکی را در شرایط محیطی متغیر آزاد کرد و تلفات ناشی از عدم تطابق محیط و ژنوتیپ را به حداقل رساند.
۱. سویه راس (Ross): پتانسیل رشد بالا و حساسیت متابولیک
سویه راس (بهویژه Ross 308) به عنوان یکی از پرکاربردترین و موفقترین سویههای تجاری در جهان شناخته میشود که جایگاه ویژهای در صنعت طیور ایران و جهان دارد. این سویه حاصل دههها اصلاح نژاد هدفمند برای دستیابی به حداکثر کارایی تولید است و دارای پتانسیل ژنتیکی بسیار بالایی برای رشد سریع و ضریب تبدیل غذایی (FCR) فوقالعاده است. بررسی دقیقتر ویژگیهای فنوتیپی و ژنوتیپی این سویه نشان میدهد که ساختار بدنی آن به گونهای مهندسی شده است که تمرکز اصلی بر توسعه توده عضلانی سینه (Breast Muscle) و کاهش توده چربی بدن است. این ویژگی منجر به تولید لاشهای با درصد سینه بسیار بالا میشود که خواسته اصلی بازارهای مصرفی است. با این حال، این برتری ژنوتیپی در تولید گوشت، هزینههای فیزیولوژیک و متابولیکی قابل توجهی را به پرنده تحمیل میکند که مستقیماً بر طراحی و عملکرد سیستمهای تهویه تأثیر میگذارد. عضلات سینه که بخش عمده توده بدنی را تشکیل میدهند، دارای متابولیسمی بسیار فعال و اکسیژنبر هستند؛ این امر باعث میشود که نرخ تولید گرمای درونی (Heat Increment) در این سویه نسبت به سویههای کند رشد بسیار بالاتر باشد.
از منظر تحمل استرس حرارتی، راس 308 به دلیل داشتن توده بدنی متراکم و نسبت سطح به حجم (Surface Area to Volume Ratio) پایینتر، توانایی محدودی در دفع گرمای محیطی از طریق سطح پوست دارد. در فیزیولوژی پرندگان، دفع گرما از طریق تشعشع و همرفت به سطح بدن بستگی دارد، اما در سویههای با توده عضلانی سنگین مانند راس، حجم بافتهای متابولیک فعال (عضلات) آنقدر زیاد است که سطح پوست کافی برای خنککردن آنها وجود ندارد. این سویه در دماهای بالاتر از محدوده ترمال نرمال (۲۱-۲۴ درجه سانتیگراد) به سرعت وارد فاز تنش میشود، زیرا مکانیسم اصلی خنککنندگی آن در شرایط گرمای شدید، یعنی پانتینگ (Panting یا نفسنفسزدن سریع)، برای دفع گرمای حاصل از متابولیسم بالای عضلات کافی نیست. له له زدن فرآیندی انرژیبر است که خود باعث تولید گرمای بیشتر شده و منجر به افزایش دمای بدن و اختلال در تعادل اسید-باز (Respiratory Alkalosis) میشود. این حساسیت متابولیکی به این معناست که هرگونه اختلال یا تأخیر در مدیریت تهویه میتواند منجر به افزایش سریع دمای عمومی بدن (Hyperthermia)، اختلال در تعادل الکترولیتی، کاهش شدید مصرف خوراک و در نهایت توقف رشد یا مرگومیر ناگهانی شود.
در خصوص تراکم پرورش (Stocking Density)، سویه راس به دلیل رشد سریع و افزایش حجم زنده در روزهای پایانی دوره، به شدت به مدیریت فضای پرورش و ظرفیت سیستم تهویه وابسته است. تراکم بالا در این سویه اگرچه از نظر اقتصادی و کاهش هزینه ثابت سالن جذاب است، اما چالشهای جدی برای سیستم تهویه ایجاد میکند. افزایش تعداد پرنده در واحد سطح، تولید گرمای کل سالن را به شدت بالا میبرد و بار حرارتی را روی سیستمهای سرمایشی (کولرها و هواکشها) مضاعف میکند. علاوه بر گرما، تراکم بالا باعث افزایش رطوبت ناشی از تنفس و دفع مدفوع میشود. بنابراین، تعیین تراکم مناسب برای راس 308 نباید صرفاً بر اساس وزن نهایی باشد، بلکه باید همواره با ظرفیت «نرخ جریان هوا» (Air Flow Rate) و توانایی خنککنندگی سیستم تهویه هماهنگ باشد. در تراکمهای بالا، اگر جریان هوا نتواند به طور یکنواخت به تمام نقاط سالن برسد، نقاط داغ (Hot Spots) ایجاد میشود که پرندگان در آن نواحی دچار خفگی و مرگ میشوند.
رطوبت نسبی محیط (Relative Humidity) یکی دیگر از پارامترهای حیاتی و پیچیده در مدیریت تهویه برای سویه راس است. این سویه در محیطهای با رطوبت بالا (بالای ۷۰ درصد) دچار مشکل میشود، زیرا رطوبت بالا پتانسیل تبخیر را کاهش میدهد و مانع از تبخیر موثر آب از دستگاه تنفسی و سطح پوست میشود. در چنین شرایطی، اثر خنککنندگی تبخیری (Evaporative Cooling) که مکانیسم دفاعی اصلی پرنده در برابر گرماست، تقریباً خنثی میشود و پرنده با وجود تنفس سریع، خنک نمیشود. در مقابل، رطوبت بسیار پایین (کمتر از ۴۰ درصد) نیز میتواند باعث گرد و غبار زیاد در سالن شود که مخاط دستگاه تنفسی را تحریک کرده و زمینه را برای بیماریهایی مثل کولیسیپتوزیمی و سندروم تنفسی فراهم میکند. سیستم تهویه برای راس باید قادر باشد رطوبت را در محدوده ایدهآل ۵۰ تا ۶۰ درصد نگه دارد تا مکانیسمهای تنظیم دمای بدن به درستی کار کنند و استرس اکسیداتیو بافتها کاهش یابد.
رطوبت بستر (Litter Moisture) نیز ارتباط مستقیمی و حساسی با کیفیت تهویه در پرورش سویه راس دارد. به دلیل مصرف بالای آب (نسبت آب به خوراک بالا) و دفع زیاد ادرار و مدفوع، اگر نرخ تهویه برای دفع رطوبت ناشی از تنفس پرندگان و بستر کافی نباشد، بستر به سرعت مرطوب، کلوخهای و چسبنده میشود. بستر مرطوب بستر مناسبی برای رشد باکتریهای بیماریزا و تولید آمونیاک (NH3) است. آمونیاک گازی سمی است که مخاط دستگاه تنفسی را تحریک کرده و سد دفاعی طبیعی ریه را تخریب میکند. از آنجا که راس 308 دارای سیستم ایمنی فعال اما حساس در شرایط استرس است، کنترل سطح آمونیاک زیر ۲۰ ppm از طریق تهویه حداقلی دقیق در روزهای اولیه و تهویه تونلی با ظرفیت بالا در روزهای پایانی، الزامی است. تجمع آمونیاک در سالنهای راس نه تنها باعث کاهش رشد میشود، بلکه آسیبهای کبدی و کلیوی را نیز در این سویه تشدید میکند.
الزامات تهویه برای سویه راس فراتر از تنظیم ساده دما است و شامل مدیریت دقیق «سرعت هوا» (Air Velocity) و «نرخ جریان هوا» است. در سیستمهای تونلی، ایجاد جریان هوای با سرعت ۲ تا ۳ متر بر ثانیه در سطح پرنده، اثر سرمایشی باد (Wind Chill Effect) را ایجاد میکند که برای خنککردن پرندگان در روزهای گرم سال ضروری است. این اثر سرمایشی باعث میشود دمای محسوس پرنده ۳ تا ۵ درجه کمتر از دمای ترمومتر خشک سالن باشد. همچنین، یکنواختی توزیع هوا در سرتاسر سالن برای جلوگیری از نقاط داغ (Hot Spots) و نقاط سرد (Cold Spots) حیاتی است. در سیستمهای تهویه تونلی برای راس، طراحی دریچههای ورودی هوا (Air Inlets) باید به گونهای باشد که هوا با سرعت مناسب و بدون برخورد مستقیم به پرندگان، در امتداد سالن جریان یابد. در مجموع، موفقیت در پرورش سویه راس نیازمند سیستم تهویهای است که بتواند با ظرافت و دقت بالا، تعادل پیچیدهای بین دما، رطوبت، کیفیت هوا و سرعت جریان هوا را بر اساس نیازهای متغیر این سویه در طول دوره پرورش برقرار سازد تا پتانسیل ژنتیکی بالای آن به عملکرد مطلوب تبدیل شود.
|
۱. خصوصیات ژنوتیپی |
• پتانسیل رشد: بسیار بالا (High Growth Potential) |
|
۲. خصوصیات فنوتیپی |
• ظاهر بدن: استوانهای و کشیده، پوشش پر سفید و کمتراکم |
|
۳. خصوصیات در تراکم |
• تحمل تراکم: متوسط رو به بالا |
|
۴. مقاومت به گرد و غبار |
• حساسیت: متوسط تا بالا |
|
۵. مقاومت استرس حرارتی |
• تحمل: پایین تا متوسط (Heat Sensitive) |
|
دوره زندگی |
سن (روز) |
وزن زنده استاندارد (گرم) |
مصرف خوراک تجمعی (گرم) |
ضریب تبدیل (FCR) |
طول بال (سانتیمتر) |
عضله سینه (وضعیت) |
ویژگیهای فیزیکی و مدیریتی |
|
۱. پیش آغازین |
۱ - ۷ |
۱۸۰ |
۱۴۵ |
۱.۰۵ |
۱۰ - ۱۲ |
شروع رشد عضلانی (کوچک و نرم) |
• حساسیت: بسیار بالا (دمای بدن ۴۰.۵-۴۱ درجه) |
|
۲. آغازین |
۸ - ۱۹ |
۸۵۰ |
۱۲۵۰ |
۱.۳۵ |
۱۸ - ۲۲ |
توسعه عضله سینه |
• رشد: افزایش سریع وزن و اسکلت. |
|
۳. رشد |
۲۰ - ۳۴ |
۱۹۵۰ |
۳۱۵۰ |
۱.۵۵ |
۲۸ - ۳۲ |
عضله سینه برجسته |
• تغذیه: تغییر جیره برای کاهش پروتئین و افزایش انرژی. |
|
۴. پایانی |
۳۵ - ۵۵+ |
۳۲۰۰+ |
۵۸۰۰+ |
۱.۷۵+ |
۳۸ - ۴۲ |
عضله سینه بسیار بزرگ (پهن و ضخیم) |
• ظرفیت: حداکثر تولید گوشت و چربی. |
۲. سویه کاب (Cobb): استحکام اسکلتی و پایداری در نوسانات
سویه کاب (Cobb 500) به عنوان یکی از غولهای صنعت طیور جهان و یکی از اصلیترین رقبای سویه راس، شهرت خود را مدیون توده بدنی سنگینتر، کیفیت لاشه برتر و بهویژه درصد سینه بسیار بالایی است که مورد توجه بازارهای مصرفی و صنایع فرآوری گوشت قرار دارد. از منظر ژنوتیپی، این سویه حاصل برنامههای اصلاح نژاد پیچیدهای است که بر اساس الگوی رشدی متمرکز بر توسعه عضلانی همزمان با استحکام اسکلتی طراحی شده است؛ ویژگی که آن را نسبت به بسیاری از سویههای دیگر از نظر پایداری پا، تابآوری استخوانبندی و مقاومت در برابر شکستگیها متمایز میکند. فنوتیپ کاب ۵۰۰ نشاندهنده پرندهای با جثه درشت، پهن و با پرهای متراکم و سفید است که ظاهری قدرتمند و مستحکم به آن میبخشد. با این حال، این ساختار بدنی بزرگ، متراکم و سنگین، چالشهای منحصربهفرد و پیچیدهای را برای سیستمهای تهویه و مدیریت محیطی ایجاد میکند، زیرا پرنده با چنین توده بدنی بالا، تولیدکننده گرمای متابولیک قابل توجهی است و در عین حال مصرفکننده اکسیژن زیادی است که نیازمند مهندسی دقیق اقلیم سالن است.
در بررسی دقیق تحمل استرس حرارتی، سویه کاب وضعیتی پارادوکسیکال و ظریفی را نشان میدهد. از یک سو، این سویه دارای سیستم گردش خون قویتر، قلبی با حجم ضربهای بالاتر و شبکه عروقی توسعهیافتهتری نسبت به برخی سویههای سریعالرشد دیگر است که به آن اجازه میدهد تا حدودی بهتر با تنشهای محیطی و فشارهای فیزیولوژیک کنار بیاید و فشار خون خود را در شرایط سخت راحتتر تنظیم کند. این ویژگی ژنتیکی باعث میشود که کاب در نوسانات دمایی ناگهانی مقاومت نسبی خوبی از خود نشان دهد. اما از سوی دیگر، توده بدنی بزرگتر و نسبت سطح به حجم (Surface Area to Volume Ratio) پایینتر، فیزیک دفع گرما را برای این پرنده دشوارتر میسازد. به عبارت دقیقتر، سطح پوست در دسترس برای تبادل حرارتی تابشی و همرفتی با محیط، نسبت به حجم بافتهای متابولیک داخلی (عضلات و احشا) کافی نیست. در دماهای پایینتر و متعادل، این ویژگی به نفع پرنده عمل میکند و عملکرد فوقالعادهای را با کمترین اتلاف انرژی برای گرم نگه داشتن بدن و تبدیل انرژی خوراک به گوشت رقم میزند. اما در شرایط گرما و تنش حرارتی، کاب ۵۰۰ به دلیل لایه ضخیم عضلانی زیر پوست و پرهای متراکم، مانند یک عایق عمل کرده و گرمای محیطی و متابولیکی را در بدن حبس میکند. بنابراین، این سویه در گرما به شدت به مدیریت دقیق وزن بدن در دوره آغازین (Starter Phase) وابسته است تا از چاقی بیش از حد جلوگیری شود؛ چرا که پرندگان چاق با بافت چربی زیرپوستی بیشتر، عایق حرارتی قویتری دارند و سیستم قلبی-عروقی آنها برای پمپاژ خون به سمت پوست جهت دفع گرما تحت فشار شدید قرار میگیرد که میتواند منجر به نارسایی قلبی و سندروم آسیت شود.
تراکم پرورش (Stocking Density) در سویه کاب یکی از حساسترین و حیاتیترین پارامترهای مدیریتی است که ارتباط مستقیمی با بازدهی سیستم تهویه دارد. از آنجا که این سویه پتانسیل رسیدن به وزنهای بسیار بالایی را در دوره کوتاهی دارد، افزایش تراکم در روزهای پایانی دوره میتواند به سرعت منجر به بحران تهویه و فضا شود. در تراکمهای بالا، پرندگان کاب که جثه بزرگی دارند و فضای بیشتری را اشغال میکنند، فضای کافی برای نشستن راحت و استراحت ندارند که باعث افزایش تماس بدنی مستقیم بین پرندگان و انتقال حرارت بین آنها میشود. این امر بار حرارتی سالن را به شدت افزایش داده و مانع از خنک شدن پرندگان میشود. سیستم تهویه برای کاب باید بتواند در تراکمهای بالا، جریان هوای یکنواخت و با سرعت کافی را در تمام نقاط سالن، بهویژه در میانه و انتهای سالن ایجاد کند تا از تجمع گرمای حاصل از توده زنده بالا و ایجاد "نقاط داغ" (Hot Spots) جلوگیری شود. عدم مدیریت صحیح تراکم در این سویه نه تنها باعث کاهش رشد و ضریب تبدیل نامناسب میشود، بلکه به دلیل سنگینی پرندگان و فشار وارده بر مفاصل و تاندونها، در صورت گرمای بیش از حد و بیقراری و شلوغی پرندگان، افزایش ضایعات شکستگی پا، خراشیدگیهای پوستی و آسیبهای اسکلتی را به همراه خواهد داشت که کیفیت لاشه را به شدت کاهش میدهد.
رطوبت نسبی محیط (Relative Humidity) تأثیر دوگانه و حساسی بر سویه کاب دارد. این سویه به دلیل مصرف خوراک بالا و متابولیسم سریع، حجم زیادی از بخار آب را از طریق تنفس و ریهها دفع میکند. اگر رطوبت محیط بالا باشد (بالای ۷۰ درصد)، پتانسیل تبخیر از طریق دستگاه تنفسی و سطح پوست کاهش یافته و مکانیسم خنککنندگی تبخیری پرنده مختل میشود. در چنین شرایطی، پرنده کاب نمیتواند گرمای بدن را دفع کند که منجر به افزایش ضربان قلب، تنفس شدید (Panting) و افزایش دمای عمومی بدن میشود. از سوی دیگر، رطوبت بسیار پایین (کمتر از ۴۰ درصد) نیز برای کاب خطرناک است، زیرا گرد و غبار ناشی از فعالیت پرندگان درشتجثه و جابجایی بستر، در هوا معلق میشود که میتواند باعث تحریک شدید مخاط تنفسی و آسیب به سلولهای ریه شود. سیستم تهویه برای این سویه باید تعادل دقیقی را در رطوبت برقرار کند و از نوسانات شدید رطوبتی که باعث شوک تنفسی و استرس اسموتیک (عدم تعادل الکترولیتهای بدن) میشود، جلوگیری نماید.
رطوبت بستر (Litter Moisture) در پرورش سویه کاب اهمیتی استراتژیک و اقتصادی دارد. به دلیل حجم بالای مدفوع و ادرار در این سویه، اگر تهویه حداقلی (Minimum Ventilation) در روزهای اولیه و میانی پرورش به درستی تنظیم نشود، رطوبت بستر به سرعت افزایش مییابد و بستر خشک و دانهدانه به بستر کلوخهای و چسبنده تبدیل میشود. بستر مرطوب نه تنها بستر مناسبی برای رشد باکتریهای بیماریزا (مانند E.coli) و تولید آمونیاک سمی است، بلکه به دلیل وزن بالای پرندگان کاب و زمان نشستن طولانیتر آنها روی بستر، باعث ایجاد زخمهای سینه (Breast Blisters) و زخمهای ساق پا (Hock Burns) میشود که کیفیت لاشه و درجهبندی نهایی محصول را به شدت کاهش میدهد. آمونیاک تولید شده از بستر مرطوب، سیستم تنفسی قوی اما حساس کاب را هدف قرار میدهد و مخاط روده و ریه را تخریب میکند که ظرفیت اکسیژنرسانی ریهها را کاهش میدهد؛ این امر در تضاد مستقیم با نیاز بالای این سویه به اکسیژن برای سوختوساز عضلات است.
الزامات تهویه برای سویه کاب باید با تمرکز بر «کیفیت هوا»، «اکسیژنرسانی عمیق» و «کنترل سرعت هوا» طراحی شود. این سویه به دلیل توده زنده بالا و متابولیسم فعال، مصرف اکسیژن بسیار زیادی دارد و حساسیت بالایی به افزایش غلظت دیاکسید کربن (CO2) نشان میدهد. سیستم تهویه باید نرخ تبادل هوای کافی را برای تأمین اکسیژن مورد نیاز بافتهای عضلانی در حال رشد و حذف سریع دیاکسید کربن و گازهای سمی فراهم کند. تجمع دیاکسید کربن در سالنهای کاب میتواند باعث خوابآلودگی پرندگان، کاهش مصرف خوراک و افت رشد شود. استفاده از تهویه حداقلی دقیق در روزهای اولیه برای کنترل رطوبت و آمونیاک و استفاده از تهویه تونلی با سرعت هوای مناسب (حدود ۲ تا ۲.۵ متر بر ثانیه) در روزهای پایانی برای ایجاد اثر سرمایشی باد (Wind Chill Effect)، ضروری است. همچنین، طراحی سیستم تهویه باید به گونهای باشد که از ایجاد کوران هوا (Cold Draft) در سطح بستر جلوگیری کند، زیرا پرندگان کاب به دلیل استحکام اسکلتی و جثه بزرگ، کمتر تحرک دارند و در معرض جریانهای هوای سرد مستقیم قرار میگیرند که میتواند باعث بیماریهای تنفسی و سندرومهای عفونی شود. در نهایت، مدیریت تهویه برای کاب نیازمند نظارت مداوم بر رفتار پرندگان (Bird Behavior) و تنظیم پویای سیستم بر اساس سن و وزن پرندگان است تا تعادل ظریفی بین دما، اکسیژن و رطوبت برقرار شود و پتانسیل ژنتیکی بالای این سویه به عملکرد مطلوب اقتصادی تبدیل گردد.
|
۱. خصوصیات ژنوتیپی |
• پتانسیل رشد: بسیار بالا و پایدار (High & Consistent Growth) |
|
۲. خصوصیات فنوتیپی |
• ظاهر بدن: درشت، پهن و مستطیلی، پوشش پر سفید و نسبتاً متراکم |
|
۳. خصوصیات در تراکم |
• تحمل تراکم: بالا (High Density Tolerance) |
|
۴. مقاومت به گرد و غبار |
• حساسیت: متوسط |
|
۵. مقاومت استرس حرارتی |
• تحمل: متوسط (Moderate Heat Tolerance) |
|
دوره زندگی |
سن (روز) |
وزن زنده استاندارد (گرم) |
مصرف خوراک تجمعی (گرم) |
ضریب تبدیل (FCR) |
طول بال (سانتیمتر) |
عضله سینه (وضعیت) |
ویژگیهای فیزیکی و مدیریتی |
|
۱. پیش آغازین |
۱ - ۷ |
۱۶۰ - ۱۷۰ |
۱۳۵ - ۱۴۰ |
۱.۰۲ - ۱.۰۵ |
۹ - ۱۱ |
جوانه عضلانی (کاملاً ریز) |
• حساسیت: بالا (نیاز به دمای کف ۳۳-۳۴ درجه) |
|
۲. آغازین |
۸ - ۱۹ |
۸۰۰ - ۸۵۰ |
۱۲۰۰ - ۱۲۵۰ |
۱.۳۲ - ۱.۳۵ |
۱۷ - ۲۱ |
رشد عضله سینه |
• رشد: افزایش سریع توده بدنی و استخوان. |
|
۳. رشد |
۲۰ - ۳۴ |
۱۹۰۰ - ۲۰۰۰ |
۳۱۰۰ - ۳۲۰۰ |
۱.۵۲ - ۱.۵۵ |
۲۷ - ۳۱ |
عضله سینه پر |
• تغذیه: تغییر جیره برای پشتیبانی از رشد عضلانی. |
|
۴. پایانی |
۳۵ - ۵۵+ |
۳۲۵۰+ |
۵۹۰۰+ |
۱.۷۲+ |
۳۷ - ۴۱ |
عضله سینه بسیار بزرگ |
• ظرفیت: حداکثر وزنگیری و کیفیت لاشه. |
۳. سویه آربر اکرس (Arbor Acres): مناسب برای مناطق گرمسیری
سویه آربر اکرس (بهویژه ژنتیکهای پیشرفته و جدیدتر مانند Arbor Acres Plus) به عنوان یکی از پیشروترین و تخصصیترین سویهها در مبارزه با تنشهای محیطی شناخته میشود که به طور خاص برای شرایط آبوهوایی سخت، گرم، خشک و نیمهگرمسیری اصلاح ژنتیکی شده است. این سویه در مناطق وسیعی از غرب آسیا، آفریقا و جنوب شرق آسیا که با چالشهای اقلیمی شدید و نوسانات دمایی روبرو هستند، محبوبیت و جایگاه ویژهای دارد. از منظر فنوتیپی، آربر اکرس دارای ساختار بدنی است که ترکیبی از رشد مناسب و تابآوری بالا را ارائه میدهد؛ لاشه این سویه دارای استخوانبندی متوسط و توده عضلانی متعادلی است که کیفیت مطلوبی را برای بازارهای مصرفی فراهم میکند، اما برخلاف برخی سویههای سنگینوزن، در اغراق در توده عضلانی سینه افراط نمیکند که این امر به نفع سلامت عمومی پرنده و کاهش فشار بر سیستم قلبی-عروقی است. ژنوتیپ این سویه بر اساس انتخابهای ژنتیکی پایهگذاری شده است که اولویت اصلی آنها حفظ عملکرد و پایداری تولید در شرایط نامساعد محیطی است، نه فقط حداکثر کردن رشد در شرایط ایدهآل و آزمایشگاهی.
مهمترین ویژگی متمایزکننده و برجسته سویه آربر اکرس، تابآوری (Resilience) و پایداری بالای آن در برابر تنش حرارتی (Heat Stress) است که نتیجه دههها انتخاب برای مناطق گرمسیری است. این سویه دارای نرخ متابولیسم پایه کمی متعادلتر نسبت به سویههای سریعالرشد مانند راس است که منجر به تولید گرمای درونی (Heat Increment) کمتر در واحد زمان میشود. این ویژگی ژنتیکی حیاتی به پرنده اجازه میدهد تا در دماهای بالاتر از محدوده ترمال راحت (Thermal Comfort Zone)، دمای بدن خود را برای مدت طولانیتری در محدوده نرمال فیزیولوژیک نگه دارد. مطالعات میدانی و آزمایشگاهی متعدد نشان دادهاند که آربر اکرس در دماهای بالا، افت کمتری در مصرف خوراک دارد و اشتها را بهتر حفظ میکند که مستقیماً بر تداوم رشد و جلوگیری از توقف وزنگیری تأثیر میگذارد. علاوه بر این، سیستم ایمنی سلولی و هومورال این سویه در برابر بیماریهای ناشی از استرس گرمایی (که معمولاً سیستم ایمنی را سرکوب میکنند) مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد و پاسخ ایمنی مؤثرتری علیه پاتوژنهای فرصتطلب ارائه میدهد. همچنین، آربر اکرس در برابر سندروم آسیت (Ascites) و فشار خون ریوی مقاومت قابل توجهی دارد که آن را برای مناطق با ارتفاع کم یا فشار اتمسفری بالا و همچنین برای شرایطی که اکسیژنرسانی محدود است، به گزینهای بسیار مناسب و امن تبدیل میکند.
در خصوص تحمل استرس حرارتی و فیزیولوژی، آربر اکرس مکانیسمهای تطبیقی کارآمدی را نشان میدهد که آن را از سایرین متمایز میکند. این پرندگان معمولاً در شرایط گرم، فعالیت حرکتی خود را بهینه مدیریت میکنند و کمتر دچار بیقراری شدید و پرخاشگری ناشی از گرما میشوند که خود باعث تولید گرمای اضافی میشود. سیستم گردش خون آنها به گونهای عمل میکند که خون را بهتر و سریعتر به سمت مویرگهای پوست و ریهها برای دفع گرما هدایت میکند (Vasodilation). با این حال، این مزیت ژنتیکی نباید باعث غفلت پرورشدهندگان شود؛ زیرا در دماهای بحرانی (بالای ۳۵ درجه سانتیگراد)، این سویه نیز مانند سایرین نیاز به مداخلات مدیریتی حیاتی دارد. تفاوت در این است که "پنجره ایمنی" (Safety Window) برای آربر اکرس کمی بازتر است و زمان بیشتری را قبل از بروز شوک حرارتی مرگبار در اختیار پرورشدهنده قرار میدهد، که در شرایط اضطراری مانند قطع برق، خرابی سیستمهای سرمایشی یا نقص فنی در هواکشها، میتواند تفاوت بین تلفات جزئی و فاجعهبار باشد.
تراکم پرورش (Stocking Density) در سویه آربر اکرس باید با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی منطقه و فصل پرورش با دقت تنظیم شود. اگرچه این سویه از نظر ژنتیکی قابلیت تحمل تراکمهای نسبتاً بالا را دارد، اما در مناطق گرم، کاهش تراکم به نفع پرنده و تداوم تولید است. تراکم بالا باعث افزایش تولید گرمای متابولیک محیطی میشود که حتی با تحمل بالای آربر اکرس نیز میتواند بحرانی شود و ظرفیت سیستم سرمایشی را تحت الشعاع قرار دهد. بنابراین، توصیه میشود که در هوای گرم، تراکم پرورش برای این سویه کمی کمتر از حداکثر ظرفیت نظری در نظر گرفته شود تا جریان هوا بهتر بتواند بین پرندگان گردش کند و از تجمع گرما و ایجاد "نقاط داغ" (Hot Spots) جلوگیری شود. فضای بیشتر به پرندگان اجازه میدهد تا موقعیتهای خنکتری را در سالن پیدا کنند و از تماس بدنی گرم با یکدیگر دوری کنند که استرس حرارتی را کاهش میدهد.
رطوبت نسبی محیط (Relative Humidity) یکی از چالشهای اصلی و پیچیده در پرورش آربر اکرس است، بهویژه اگر این سویه در مناطق گرم و مرطوب (مانند مناطق جنوبی و خلیجی) پرورش یابد. اگرچه این سویه برای گرما تابآوری بالایی دارد، اما رطوبت بالا میتواند مکانیسم تنفسی (پانتینگ) را بیاثر کند. مدیریت تهویه باید به گونهای باشد که در هوای مرطوب، از افزایش بیش از حد رطوبت جلوگیری شود. در هوای خشک، آربر اکرس عملکرد بسیار خوبی دارد، زیرا تبخیر از دستگاه تنفسی به راحتی انجام میشود. سیستم تهویه باید بتواند رطوبت را در محدوده ۵۰ تا ۶۰ درصد نگه دارد تا خنککنندگی تبخیری حداکثر شود.
رطوبت بستر (Litter Moisture) نکته کلیدی و حیاتی در مدیریت سالنهای آربر اکرس است. این سویه تمایل دارد در شرایط گرم، مصرف آب را برای خنک ماندن حفظ کند و حتی ممکن است مصرف آب را بیشتر از حد نیاز متابولیکی افزایش دهد. این امر میتواند منجر به دفع مدفوع آبکی و بستر خیس شود. بستر مرطوب علاوه بر ایجاد مشکلات پا و سینه، تولید آمونیاک را افزایش میدهد که سیستم تنفسی پرنده را تضعیف میکند. سیستم تهویه برای آربر اکرس باید تمرکز ویژهای بر کنترل رطوبت بستر داشته باشد. استفاده از تهویه حداقلی دقیق در شبها و ساعات خنک برای خشک کردن بستر بسیار مهم است. همچنین، تنظیم صحیح کولرهای تبخیری برای جلوگیری از خیس شدن بیش از حد بستر (از طریق قطرات آب یا رطوبت اضافی) ضروری است.
الزامات تهویه برای سویه آربر اکرس اگرچه مشابه سایر سویههای مدرن است، اما با تاکید بر "انعطافپذیری" و "کنترل رطوبت" همراه است. این سویه به سیستم تهویهای نیاز دارد که بتواند به سرعت به تغییرات دمای محیط پاسخ دهد. در سیستمهای تونلی، سرعت هوا باید تنظیم شود تا اثر سرمایشی باد ایجاد شود، اما باید مراقب بود که سرعت هوا آنقدر زیاد نباشد که باعث خشک شدن بیش از حد مخاط تنفسی در جوجهها شود. در مجموع، آربر اکرس سویهای است که با مدیریت صحیح تهویه و تمرکز بر کنترل رطوبت، میتواند در شرایطی که سایر سویهها دچار مشکل میشوند، به تولید پایدار و سودآوری ادامه دهد.
|
۱. خصوصیات ژنوتیپی |
• پتانسیل رشد: بالا و پایدار (High & Stable Growth) |
|
۲. خصوصیات فنوتیپی |
• ظاهر بدن: کشیده و متوسط، پوشش پر سفید و نسبتاً کمتراکم |
|
۳. خصوصیات در تراکم |
• تحمل تراکم: متوسط رو به بالا |
|
۴. مقاومت به گرد و غبار |
• حساسیت: متوسط |
|
۵. مقاومت استرس حرارتی |
• تحمل: بالا (High Heat Tolerance) |
|
دوره زندگی |
سن (روز) |
وزن زنده استاندارد (گرم) |
مصرف خوراک تجمعی (گرم) |
ضریب تبدیل (FCR) |
طول بال (سانتیمتر) |
عضله سینه (وضعیت) |
ویژگیهای فیزیکی و مدیریتی |
|
۱. پیش آاغازین |
۱ - ۷ |
۱۶۵ - ۱۷۵ |
۱۳۸ - ۱۴۵ |
۱.۰۳ - ۱.۰۶ |
۹.۵ - ۱۱.۵ |
جوانه عضلانی |
• حساسیت: متوسط (شروع قوی) |
|
۲. آغازین |
۸ - ۱۹ |
۸۲۰ - ۸۸۰ |
۱۲۲۰ - ۱۲۸۰ |
۱.۳۳ - ۱.۳۶ |
۱۸ - ۲۲ |
توسعه عضله سینه |
• رشد: افزایش وزن مداوم و پایدار. |
|
۳. رشد |
۲۰ - ۳۴ |
۱۹۲۰ - ۲۰۲۰ |
۳۱۴۰ - ۳۲۴۰ |
۱.۵۳ - ۱.۵۶ |
۲۸ - ۳۲ |
عضله سینه برجسته |
• تغذیه: پاسخ خوب به جیرههای با انرژی متوسط. |
|
۴. پایانی |
۳۵ - ۵۵+ |
۳۱۸۰+ |
۵۷۵۰+ |
۱.۷۳+ |
۳۸ - ۴۲ |
عضله سینه بزرگ |
• ظرفیت: حفظ رشد حتی در دماهای بالاتر. |
۴. سویه هوبارد (Hubbard): کارایی در سیستمهای ساده و ارگانیک
سویه هوبارد (مانند Hubbard Flex، JA95 یا ژنتیکهای رنگی مانند Hubbard Classic) به عنوان یکی از منعطفترین، دوامگراترین (Robust) و سازگارترین سویههای تجاری در صنعت طیور جهانی شناخته میشود. این سویه اغلب در سیستمهای پرورشی با مدیریت کمتر فشرده، سیستمهای ارگانیک و سالنهایی با امکانات محدودتر یا تهویه طبیعی مورد استفاده قرار میگیرد، اما در سیستمهای صنعتی مدرن و فشرده نیز به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد خود و کاهش ریسکهای تولیدی، جایگاه ویژهای پیدا کرده است. از منظر فنوتیپی، هوبارد دارای ساختار بدنی است که ترکیبی از زندهمانی بالا (Viability) و کیفیت لاشه قابل قبول را ارائه میدهد. لاشه این سویه معمولاً دارای درصد چربی زیرپوستی کمی بالاتر و توده عضلانی متعادلتری نسبت به سویههای فوقسنگین و سریعالرشد مانند راس و کاب است که به آن طعم، آبداری و بافت بهتری میدهد و برای بازارهایی که به گوشت با کیفیت سنتی و طبیعی علاقه دارند، بسیار مناسب است. ژنوتیپ هوبارد بر اساس انتخابهای ژنتیکی پایهگذاری شده است که اولویت اصلی آنها پایداری (Vigor)، سلامت عمومی، تابآوری سیستم ایمنی و توانایی انطباق با شرایط محیطی متغیر و گاهی نامساعد است، نه فقط حداکثرسازی سرعت رشد یا ضریب تبدیل غذایی در شرایط آزمایشگاهی کنترل شده و ایدهآل.
در بررسی دقیق تحمل دمایی و فیزیولوژی، هوبارد به عنوان یک سویه «دوامگرا» و مقاوم در برابر تنشهای محیطی متمایز میشود. این پرندگان معمولاً فعالیت فیزیکی و حرکتی بیشتری نسبت به سویههای گوشتی سنگین و کمتحرک دارند که به بهبود جریان خون محیطی، تقویت عضلات اسکلتی و متابولیسم کلی کمک میکند. سیستم ایمنی هوبارد به دلیل فشار انتخابی کمتر برای رشد افراطی و سرعت بالا، بسیار قویتر، کارآمدتر و پاسخگوتر نسبت به سویههای راس و کاب است که آن را در برابر طیف وسیعی از بیماریهای تنفسی، عفونی و استرسهای سموم محیطی مقاوم میسازد. هوبارد در برابر نوسانات دمایی، بهویژه سرمای نسبی و افتهای ناگهانی دما که در سیستمهای تهویه طبیعی یا سالنهای قدیمی رایج است، مقاومت بسیار خوبی از خود نشان میدهد و میتواند بدون افت شدید در عملکرد یا افزایش ضریب تبدیل، دماهای پایینتر از استاندارد را تحمل کند. در شرایط گرم و تنش حرارتی، اگرچه نرخ رشد هوبارد ممکن است کندتر از راس باشد (که خود نوعی مکانیسم دفاعی فیزیولوژیک برای کاهش تولید گرمای درونی و متابولیک است)، اما تلفات ناشی از شوک حرارتی معمولاً کمتر و قابل کنترلتر است. این امر به دلیل فرآیند طبیعی انتخاب در گله و حذف زودرس پرندگان ضعیفتر و حساستر است که جمعیت باقیمانده را از افراد دارای تابآوری ژنتیکی بالا تشکیل میدهد که میتوانند شرایط سخت اقلیمی را تحمل کنند.
تراکم پرورش (Stocking Density) در سویه هوبارد میتواند متنوعتر از سایر سویهها باشد، اما نیازمند مدیریت هوشمندانه و اقلیممحور است. به دلیل فعالیت بیشتر، نیاز به جابجایی و رفتارهای طبیعیتر (مانند نوکزدن و جستجو)، این سویه در تراکمهای بسیار بالا که امکان حرکت محدود و استرس اجتماعی زیاد است، دچار افت عملکرد و پرخاشگری میشود. در سیستمهای صنعتی، تراکم باید به گونهای تنظیم شود که پرندگان بتوانند فعالیت خود را ادامه دهند و دسترسی آزاد و بدون تنش به آبخوری و دانخوری داشته باشند. تراکم پایینتر در هوبارد نه تنها باعث کاهش استرس و پرخاشگری میشود، بلکه به بهبود کیفیت بستر، کاهش ضایعات تلفاتی و افزایش یکنواختی گله کمک میکند. در سیستمهای ارگانیک، هوبارد به دلیل توانایی در جستجوی غذا، تحرک بالا و مقاومت در برابر عوامل بیماریزا محیطی، عملکرد بسیار بهتری نسبت به سویههای سنگین و کمتحرک دارد که در محیطهای باز دچار مشکل میشوند.
رطوبت نسبی محیط (Relative Humidity) برای هوبارد چالش کمتری نسبت به سویههای حساس و صنعتی ایجاد میکند، اما همچنان باید با دقت مدیریت شود. این سویه به دلیل سیستم ایمنی قوی و سازگاری ژنتیکی، در برابر رطوبت بالا و بیماریهای مرتبط با آن مقاومت نسبی دارد و کمتر دچار عفونتهای ثانویه ریه میشود. با این حال، رطوبت بسیار پایین که باعث گرد و غبار زیاد و خشکی مخاط میشود، میتواند برای دستگاه تنفسی هوبارد که به دلیل فعالیت بیشتر هوای بیشتری تنفس میکند و حجم زیادی از هوا را از راههای هوایی عبور میدهد، مضر باشد. سیستم تهویه باید رطوبت را در محدوده متعادلی نگه دارد تا از خشکی بیش از حد مخاط تنفسی و افزایش گرد و غبار معلق که منجر به آسم و آسیب سلولی میشود، جلوگیری کند.
رطوبت بستر (Litter Moisture) در پرورش سویه هوبارد اهمیت ویژهای دارد، بهویژه اگر این سویه در سیستمهای بستر عمیق نگهداری شود. به دلیل فعالیت بیشتر پرندگان و جابجایی مداوم بستر توسط آنها، رطوبت میتواند به سرعت به لایههای زیرین نفوذ کند و اگر تهویه کافی و یکنواخت نباشد، منجر به فساد بستر، کپکزدگی و تولید گازهای سمی مانند آمونیاک و سولفید هیدروژن شود. با این حال، فعالیت فیزیکی پرندگان هوبارد به هوادهی (Aeration) بستر و خشک شدن آن کمک میکند. سیستم تهویه باید این تعادل ظریف را حفظ کند؛ از یک سو رطوبت ناشی از تنفس و مدفوع را با نرخ تبادل هوای مناسب دفع کند و از سوی دیگر از خشک شدن بیش از حد بستر و گرد و غبار ناشی از آن جلوگیری نماید.
الزامات تهویه برای سویه هوبارد باید با تمرکز بر «کنترل کیفیت هوا»، «حذف ذرات معلق» و «جلوگیری از کوران» طراحی شود. هوبارد به دلیل فعالیت بیشتر، پرخاشگری غذایی و تحرک بالا، تولید گرد و غبار (Dust) بسیار بیشتری در سالن دارد که حاوی پرز، بافتهای مرده، باکتریها و قارچهای موجود در بستر است. سیستم تهویه باید قابلیت مکش قوی و ایجاد جریان هوای یکنواخت را داشته باشد تا ذرات معلق (Particulate Matter) را به سرعت از سالن خارج کند و از ایجاد مشکلات تنفسی مانند آسم، برونشیت و التهاب مزمن راههای هوایی جلوگیری شود. این سویه به سرعت هوا در سیستمهای تونلی حساسیت کمتری نسبت به راس دارد و میتواند در جریانهای هوای ملایمتر و یکنواختتر نیز به خوبی عمل کند، زیرا تحرک آنها باعث گردش هوای طبیعی اطراف بدن و تنظیم دمای موضعی میشود. با این حال، باید از کورانهای سرد مستقیم روی پرندگان (بهویژه جوجهها) جلوگیری شود، زیرا اگرچه هوبارد مقاوم است، اما سرمای مستقیم میتواند باعث افت رشد شود. در سیستمهای تهویه طبیعی یا نیمهباز، هوبارد به دلیل سیستم ایمنی قوی و دوام بالا، عملکرد پایدارتری نسبت به سویههای صنعتی حساس نشان میدهد. در مجموع، هوبارد سویهای است که با مدیریت تهویه متمرکز بر کیفیت هوا، کاهش گرد و غبار و ایجاد محیطی با تنش کمتر، میتواند در شرایط متنوع از سیستمهای صنعتی تا ارگانیک، سلامت و تولید پایداری را تضمین کند.
|
۱. خصوصیات ژنوتیپی |
• پتانسیل رشد: بالا اما با سرعت متعادلتر (Balanced Growth) |
|
۲. خصوصیات فنوتیپی |
• ظاهر بدن: کشیده، عضلانی و پرتحرک، پوشش پر سفید یا کمی رنگی (بسته به ژنتیک) |
|
۳. خصوصیات در تراکم |
• تحمل تراکم: متوسط (Moderate Density Tolerance) |
|
۴. مقاومت به گرد و غبار |
• حساسیت: متوسط رو به بالا |
|
۵. مقاومت استرس حرارتی |
• تحمل: خوب (Good Heat Tolerance) |
|
دوره زندگی |
سن (روز) |
وزن زنده استاندارد (گرم) |
مصرف خوراک تجمعی (گرم) |
ضریب تبدیل (FCR) |
طول بال (سانتیمتر) |
عضله سینه (وضعیت) |
ویژگیهای فیزیکی و مدیریتی |
|
۱. پیش آغازین (Super Starter) |
۱ - ۷ |
۱۵۵ - ۱۶۵ |
۱۳۰ - ۱۴۰ |
۱.۰۴ - ۱.۰۷ |
۹ - ۱۱ |
جوانه عضلانی |
• حساسیت: متوسط (شروع قوی و زنده) |
|
۲. آغازین |
۸ - ۱۹ |
۷۸۰ - ۸۴۰ |
۱۱۸۰ - ۱۲۴۰ |
۱.۳۴ - ۱.۳۷ |
۱۷.۵ - ۲۱.۵ |
توسعه عضله سینه |
• رشد: افزایش وزن مداوم و پایدار. |
|
۳. رشد |
۲۰ - ۳۴ |
۱۸۵۰ - ۱۹۵۰ |
۳۰۵۰ - ۳۱۵۰ |
۱.۵۴ - ۱.۵۷ |
۲۷.۵ - ۳۱.۵ |
عضله سینه برجسته |
• تغذیه: پاسخ خوب به جیرههای با پروتئین متوسط. |
|
۴. پایانی |
۳۵ - ۵۵+ |
۳۱۰۰+ |
۵۶۵۰+ |
۱.۷۴+ |
۳۷.۵ - ۴۱.۵ |
عضله سینه بزرگ |
• ظرفیت: حفظ رشد و کیفیت لاشه در شرایط سخت. |
نتیجهگیری: انتخاب استراتژیک سویه بر اساس پارامترهای ژنوتیپی، محیطی و الزامات تهویه
در نهایت، انتخاب سویه مناسب در صنعت طیور مدرن، تصمیمی نیست که صرفاً بر اساس پتانسیل رشد یا وزن نهایی اتخاذ شود، بلکه یک معادله پیچیده مهندسی و بیولوژیکی است که باید تطبیقپذیری ژنوتیپ پرنده با اقلیم منطقه، زیرساختهای سالن و استراتژی مدیریت تهویه را به دقت سنجش و ارزیابی کند. هر یک از چهار سویه اصلی تجاری یعنی راس، کاب، آربر اکرس و هوبارد، پروفایلهای فنوتیپی و ژنوتیپی متمایزی دارند که نیازمندیهای متفاوتی را برای محیط پرورش ایجاد میکنند. در این تحلیل نهایی، تلاش میشود با رویکردی مقایسهای و تخصصی، این سویهها از منظر کیفیت لاشه، تحمل استرسهای محیطی و الزامات دقیق تهویه مورد ارزیابی قرار گیرند تا راهکاری کاربردی و علمی برای پرورشدهندگان جهت بهرهبرداری حداکثری از سرمایهگذاری ارائه گردد.
سویه راس (Ross 308) به عنوان نماد کارایی و سرعت رشد در صنعت طیور جهانی، دارای ژنوتیپی است که بر حداکثرسازی توده عضلانی (بهویژه سینه) و بهینهسازی ضریب تبدیل غذایی (FCR) متمرکز است. فنوتیپ این سویه لاشهای با درصد سینه بسیار بالا، پوست سفید و پوشش چربی زیرپوستی کم ارائه میدهد که برای بازارهای مصرفی مدرن و صنایع فرآوری گوشت ایدهآل است. با این حال، این برتری ژنتیکی هزینه متابولیکی بالایی دارد؛ راس 308 دارای نرخ متابولیسمی بسیار سریع و تند است که منجر به تولید گرمای درونی (Heat Increment) قابل توجهی در طول روز میشود. از منظر تحمل استرس حرارتی، این سویه حساسیت بالایی نشان میدهد و در دماهای بالاتر از محدوده ترمال نرمال (۲۱-۲۴ درجه)، به سرعت دچار افت مصرف خوراک، افزایش ضربان قلب و تنش میشود. بنابراین، تهویه مورد نیاز برای راس باید بر اساس «ظرفیت دفع گرمای لحظهای» طراحی شود. سیستمهای تهویه تونلی با سرعت هوای بالا (۲ تا ۳ متر بر ثانیه) برای ایجاد اثر سرمایشی باد (Wind Chill Effect) در این سویه اجتنابناپذیر است. همچنین، به دلیل تولید بالای رطوبت تنفسی و مدفوع آبکی، کنترل رطوبت نسبی و خشک نگه داشتن بستر برای جلوگیری از تولید آمونیاک و مشکلات تنفسی حیاتی است. تراکم پرورش در راس باید با ظرفیت خنککنندگی سالن هماهنگ باشد، زیرا تراکم بالا بدون تهویه کافی، به سرعت منجر به شوک حرارتی، تجمع گازهای سمی و تلفات انبوه میشود.
در مقابل، سویه کاب (Cobb 500) با ژنوتیپی که بر استحکام اسکلتی و توده زنده سنگینتر استوار است، لاشهای با کیفیت برتر، استخوانبندی محکم و درصد سینه عالی ارائه میدهد. فنوتیپ کاب پهنتر، درشتتر و با پرهای متراکمتر است و سیستم گردش خون قویتری دارد که به آن اجازه میدهد تا حدودی با تنشهای محیطی و نوسانات فشار کنار بیاید. با این حال، توده بدنی بزرگ و نسبت سطح به حجم کمتر، دفع گرما را برای این سویه دشوارتر میسازد. تحمل استرس حرارتی کاب متوسط است، اما این سویه در دماهای پایینتر عملکرد فوقالعادهای دارد و انرژی کمتری برای گرم نگه داشتن بدن هدر میدهد. نیازهای تهویه برای کاب باید بر «تأمین اکسیژن کافی» و «حفظ کیفیت هوا» متمرکز باشد. به دلیل مصرف اکسیژن بالا توسط توده عضلانی بزرگ، سیستم تهویه باید نرخ تبادل هوای کافی را برای جلوگیری از تجمع دیاکسید کربن و خوابآلودگی پرندگان فراهم کند. در مورد تراکم، کاب به دلیل استحکام پا و زانو، تحمل نشستن در فضای کمتر را دارد، اما مدیریت رطوبت بستر بسیار مهم است، زیرا بستر مرطوب در این سویه به سرعت باعث زخمهای سینه و پا (Breast Blisters & Hock Burns) میشود که کیفیت لاشه را به شدت کاهش میدهد. تهویه حداقلی دقیق در روزهای اولیه برای کنترل رطوبت بستر و پیشگیری از بیماریهای تنفسی در کاب حیاتیتر از سایر سویههاست.
سویه آربر اکرس (Arbor Acres) به عنوان یک سویه مناسب در شرایط اقلیمی سخت، ژنوتیپی متعادلتری دارد که اولویت آن تابآوری (Resilience) در برابر تنشهای گرمایی و حفظ عملکرد در شرایط نامساعد است. فنوتیپ این سویه لاشهای با کیفیت خوب و توده عضلانی متعادل ارائه میدهد که کمتر در معرض نارساییهای قلبی و سندروم آسیت قرار میگیرد. مهمترین ویژگی متمایزکننده آربر اکرس، تحمل بالای استرس حرارتی است که آن را به گزینهای برتر برای مناطق گرم و مرطوب (خلیجی) و گرم و خشک (کویر) تبدیل میکند. متابولیسم ملایمتر این سویه باعث تولید گرمای درونی کمتر میشود و پرنده در گرما دیرتر دچار شوک میشود. نیازهای تهویه برای آربر اکرس باید بر «کنترل رطوبت» و «مدیریت جریان هوا» متمرکز باشد، زیرا این سویه در گرما تمایل به مصرف آب بالایی دارد که میتواند منجر به خیسی بستر شود. سیستمهای تهویه باید بتوانند رطوبت مازاد را حتی در شرایطی که کولرها کار میکنند، تخلیه کنند تا از خفگی پرندگان جلوگیری شود. تراکم پرورش در مناطق گرم برای این سویه باید کمی کاهش یابد تا جریان هوا بهتر بتواند در بین پرندگان گردش کند. آربر اکرس در شرایط اضطراری (مانند قطع برق یا خرابی فنی) زمان بیشتری را قبل از بروز شوک حرارتی مرگبار تحمل میکند که یک مزیت ایمنی و بیمهای محسوب میشود.
در نهایت، سویه هوبارد (Hubbard) با ژنوتیپی «دوامگرا» (Robust) و سیستم ایمنی بسیار قوی، برای سیستمهایی که به سلامت پرنده، دوام و پایداری تولید اولویت میدهند، بهترین انتخاب است. فنوتیپ هوبارد نشاندهنده پرندهای با فعالیت بیشتر، ساختار بدنی کشیده و مقاوم است که لاشهای با طعم و بافت بهتر (به دلیل درصد چربی کمی بالاتر و توده عضلانی سفتتر) تولید میکند. این سویه در برابر نوسانات دمایی، بهویژه سرمای نسبی و افتهای ناگهانی دما، مقاومت خوبی دارد و تلفات ناشی از استرس حرارتی در آن کمتر و ناگهانیتر است. نیازهای تهویه برای هوبارد باید بر «کنترل گرد و غبار» و «حذف ذرات معلق» متمرکز باشد. فعالیت بالای پرندگان هوبارد و جابجایی مداوم بستر، تولید گرد و غبار زیادی را به همراه دارد که میتواند باعث آسیبهای التهابی در دستگاه تنفسی شود. سیستم تهویه باید قدرت مکش کافی برای تصفیه هوا و خروج ذرات معلق داشته باشد. این سویه به سرعت هوا در سیستمهای تونلی حساسیت کمتری نسبت به راس دارد و میتواند در جریانهای هوای ملایمتر و یکنواختتر نیز عملکرد خوبی داشته باشد. تراکم پرورش برای هوبارد باید به گونهای باشد که فضای کافی برای فعالیت و جابجایی پرندگان فراهم شود، زیرا محدودیت فضا باعث استرس، پرخاشگری و کاهش عملکرد میشود.
در مجموع، میتوان نتیجه گرفت که سویه راس برای سالنهای پیشرفته با تهویه دقیق و کنترل دیجیتال، سویه کاب برای سالنهای با مدیریت خوب و تمرکز بر کیفیت لاشه و وزن زنده بالا، سویه آربر اکرس برای مناطق گرم و مرطوب با چالش رطوبت و گرما، و سویه هوبارد برای سیستمهای سادهتر، ارگانیک، دامگردانی یا با محیطهای کنترل نشده، مناسبترین گزینهها هستند. در تمام موارد، موفقیت نهایی در گروِ درک عمیق فیزیولوژی سویه انتخابی و تنظیم دقیق پارامترهای تهویه (دما، رطوبت، سرعت هوا و کیفیت هوا) بر اساس نیازهای خاص آن سویه در طول دوره پرورش است تا پتانسیل ژنتیکی بالای این پرندگان به عملکرد اقتصادی مطلوب تبدیل شود.
|
دستهبندی / ویژگی |
سویه راس ۳۰۸ (Ross 308) |
سویه کاب ۵۰۰ (Cobb 500) |
سویه آربر اکرس (Arbor Acres) |
سویه هوبارد (Hubbard) |
|
۱. خصوصیات ژنوتیپی |
پتانسیل رشد بسیار بالا، FCR عالی، متابولیسم سریع |
توده زنده سنگین، استحکام اسکلتی بالا، سیستم گردش خون قوی |
متابولیسم متعادل، تابآوری بالا، مقاوم در برابر آسکیت |
سیستم ایمنی بسیار قوی، دوامگرا (Robust)، رشد پایدار |
|
۲. خصوصیات فنوتیپی |
بدن استوانهای، پر سفید کمتراکم، پوست زرد روشن |
بدن درشت و پهن، پر سفید متراکم، پوست زرد طلایی |
بدن کشیده و متوسط، پر سفید، پوست سفید/زرد روشن |
بدن کشیده و عضلانی، پرتحرک، پوست سفید/زرد خیلی روشن |
|
۳. تحمل تراکم |
متوسط رو به بالا (نیاز به تهویه قوی) |
بالا (تحمل نشستن خوب) |
متوسط رو به بالا (در گرما نیاز به کاهش تراکم) |
متوسط (نیاز به فضا برای فعالیت) |
|
۴. مقاومت به گرد و غبار |
متوسط تا بالا (حساسیت تنفسی) |
متوسط |
متوسط (کنترل رطوبت مهم است) |
متوسط رو به بالا (تولید گرد و غبار بالاست) |
|
۵. مقاومت استرس حرارتی |
پایین (حساس به گرما) |
متوسط (دفع گرما سختتر) |
بالا (مناسب گرمسیری) |
خوب (متابولیسم متعادل) |
|
۶. شاخصهای سوپر استارتر (۱-۷ روز) |
وزن: ۱۸۰ گرم |
وزن: ۱۶۰-۱۷۰ گرم |
وزن: ۱۶۵-۱۷۵ گرم |
وزن: ۱۵۵-۱۶۵ گرم |
|
۷. شاخصهای استارتر (۸-۱۹ روز) |
وزن: ۸۵۰ گرم |
وزن: ۸۰۰-۸۵۰ گرم |
وزن: ۸۲۰-۸۸۰ گرم |
وزن: ۷۸۰-۸۴۰ گرم |
|
۸. شاخصهای گروور (۲۰-۳۴ روز) |
وزن: ۱۹۵۰ گرم |
وزن: ۱۹۰۰-۲۰۰۰ گرم |
وزن: ۱۹۲۰-۲۰۲۰ گرم |
وزن: ۱۸۵۰-۱۹۵۰ گرم |
|
۹. شاخصهای فینیشر (۳۵-۵۵+ روز) |
وزن: ۳۲۰۰+ گرم |
وزن: ۳۲۵۰+ گرم |
وزن: ۳۱۸۰+ گرم |
وزن: ۳۱۰۰+ گرم |
|
۱۰. طول بال نهایی (۵۵ روز) |
۴۰ - ۴۵ سانتیمتر |
۳۹ - ۴۳ سانتیمتر |
۳۸ - ۴۲ سانتیمتر |
۳۷ - ۴۱.۵ سانتیمتر |
|
۱۲. وضعیت عضله سینه |
بسیار بزرگ، پهن و ضخیم |
بسیار بزرگ، پهن و با کیفیت |
بزرگ، کیفیت بالا و متعادل |
بزرگ، طعم و بافت عالی |
|
۱۳. نیاز به تهویه |
بسیار بالا (سرعت باد ۲-۳ م/ثانیه) |
بالا (تمرکز بر اکسیژن و کیفیت هوا) |
متوسط رو به بالا (تمرکز بر رطوبت) |
متوسط (تمرکز بر گرد و غبار) |
بهترین سویه مرغ گوشتی برای پرورش در مناطق کوهستانی
انتخاب بهترین سویه برای پرورش در مناطق کوهستانی، تصمیمی است که نیازمند درک عمیق و تخصصی از تعاملات پیچیده میان ژنتیک پرنده و فیزیک محیطی مناطق مرتفع است. مناطق کوهستانی با ویژگیهای منحصربهفرد اقلیمی نظیر فشار اتمسفری پایینتر (کاهش پارسیال اکسیژن)، افت دمای شبانه شدید، نوسانات دمایی روزانه قابل توجه و رطوبت نسبی متغیر، چالشهای فیزیولوژیک و مدیریتی متعددی را ایجاد میکنند که سویههای تجاری معمولی ممکن است در آنها نتوانند پتانسیل کامل ژنتیکی خود را محقق کنند. بر اساس تحلیلهای جامع و مقایسهای انجام شده روی چهار سویه اصلی (راس، کاب، آربر اکرس و هوبارد) و با در نظر گرفتن شاخصهای حیاتی نظیر تحمل تنش ارتفاع (High Altitude Stress)، مقاومت به سندروم آسیت، استحکام اسکلتی، و نیازهای خاص تهویهای، سویه کاب ۵۰۰ (Cobb 500) به عنوان بهترین، منطقیترین و پایدارترین انتخاب برای پرورش در اقلیم کوهستانی شناخته میشود.
دلیل اصلی و برجسته برتری سویه کاب ۵۰۰ در ارتفاعات، مستقیماً به ساختار و عملکرد سیستم گردش خون و فیزیولوژی قلبی-عروقی آن بازمیگردد. در مناطق کوهستانی، کاهش فشار اتمسفری باعث کاهش فشار پارسیال اکسیژن در هوای تنفسی میشود که به عنوان هایپوکسی (Hypoxia) شناخته میشود. این شرایط باعث میشود که قلب پرندگان برای تأمین اکسیژن کافی بافتها و اندامهای حیاتی، با فشار و بار کاری بسیار بیشتری نسبت به سطح دریا کار کند. سویه کاب ۵۰۰ دارای قلبی با قدرت پمپاژ بالا، دیوارههای بطنی ضخیمتر و عروق خونی مقاومتر و کارآمدتری است که این توانایی بیولوژیکی را دارد تا در شرایط هایپوکسی نسبی، خون را با سرعت و فشار مناسب در بدن گردش دهد و اکسیژنرسانی به بافتهای محیطی و عضلانی را حفظ کند. این ویژگی ژنتیکی متمایز باعث میشود که کاب ۵۰۰ در مقایسه با سویههایی مانند راس ۳۰۸ که دارای متابولیسم بسیار سریع و نیاز اکسیژن افراطی هستند، مقاومت بسیار بیشتری در برابر سندروم آسیت (Ascites) یا همان آبآوردن شکم و نارسایی قلبی از خود نشان دهد. آسیت یکی از عوامل اصلی تلفات در مرغداریهای کوهستانی است و کاب ۵۰۰ با داشتن استحکام عروقی و سیستم تنفسی کارآمد، ریسک ابتلا به این بیماری را به شدت کاهش میدهد و تلفات ناشی از نارسایی قلبی را به حداقل میرساند.
علاوه بر مقاومت قلبی و عروقی، استحکام اسکلتی و پایداری عضلانی کاب ۵۰۰ نیز در مناطق کوهستانی مزیت بزرگ و استراتژیک محسوب میشود. دمای پایین شبانه در کوهستان، بهویژه در فصول سرد سال، باعث میشود که پرندگان برای حفظ دمای بدن خود در محدوده ترمال نرمال، متابولیسم پایه را افزایش دهند و فعالیت فیزیکی و هوشیاری بیشتری داشته باشند. این فعالیت فیزیکی بیشتر و نیاز مکرر به ایستادن، نشستن و حرکت روی بستر سردتر، فشار مکانیکی قابل توجهی به پاها، تاندونها و زانوهای پرنده وارد میکند. کاب ۵۰۰ به دلیل داشتن استخوانبندی درشت، متراکم و پاهایی با قطر و استحکام بالا، تحمل بسیار بالایی در برابر این فشارهای مکانیکی دارد و دچار لنگش، شکستگی استخوان یا ضایعات پوستی در مفاصل کمتری میشود. این ویژگی باعث میشود که حتی در شرایطی که بستر ممکن است به دلیل دمای پایین محیط کمی سختتر یا کمتر نرم باشد، پرندگان بتوانند به راحتی و بدون درد به دانخوری و آبخوری دسترسی داشته باشند و روند رشد خود را متوقف نکنند یا دچار افت نشوند.
از منظر مدیریت تهویه، دما و رطوبت، سویه کاب ۵۰۰ نیز برای مناطق کوهستانی ایدهآل عمل میکند. این سویه دارای توده بدنی بزرگ و پوشش پرهای نسبتاً متراکم و ضخیمتری است که در شبهای سرد و طولانی کوهستان به عنوان یک عایق طبیعی عمل کرده و از اتلاف انرژی و گرمای بدن جلوگیری میکند. برخلاف سویه آربر اکرس که ژنتیک آن برای تحمل گرما و خنککردن بدن اصلاح شده و ممکن است در شبهای بسیار سرد کوهستان دچار افت دمای بدن (Hypothermia) و مصرف انرژی بالایی برای گرم شدن شود، کاب ۵۰۰ توانایی خوبی در حفظ هموستاز (تعادل داخلی) و دمای مرکزی بدن در دماهای پایین دارد. سیستمهای تهویه در کوهستان باید بتوانند تعادلی پیچیده و ظریف میان حفظ گرما در شب و تأمین اکسیژن کافی در روز ایجاد کنند. کاب ۵۰۰ به دلیل نیاز اکسیژن بالای ناشی از توده عضلانی بزرگ، به تهویهای نیاز دارد که هوای تازه را بدون ایجاد کوران هوای سرد (Cold Draft) روی پرندگان تأمین کند. این سویه در سیستمهای تهویهای که از ترکیب هوشمندانه تهویه حداقلی دقیق (برای کنترل رطوبت و آمونیاک در هوای سرد و جلوگیری از تراکم رطوبت در بستر) و تهویه تونلی (برای روزهای گرمتر یا ساعات میانی روز) استفاده میکنند، بهترین عملکرد را ارائه میدهد.
همچنین، تراکم پرورش در کوهستان برای کاب ۵۰۰ میتواند نسبت به سایر سویهها مطلوبتر و اقتصادیتر باشد. به دلیل تحمل بالای این نژاد در برابر نشستن و فشار اجتماعی و همچنین نیاز به تولید گرمای متقابل در شبهای سرد برای کاهش بار سیستمهای گرمایشی، میتوان تراکم نسبتا بالاتری را نسبت به سویههای حساستر مانند راس با رعایت دقیق اصول تهویه برای تأمین اکسیژن کافی و جلوگیری از تجمع گازهای سمی در نظر گرفت. این امر باعث افزایش بهرهوری اقتصادی واحد سطح در مناطقی میشود که زمین و ساخت سالن هزینه بالایی دارد و حاشیه سود را برای پرورشدهنده افزایش میدهد.
در مقایسه مستقیم با سایر سویهها؛ راس ۳۰۸ اگرچه رشد سریع و FCR عالی دارد، اما به دلیل متابولیسم بسیار بالا و نیاز اکسیژن افراطی، در ارتفاعات مستعد ابتلای شدید به آسیت و نارسایی قلبی است و مدیریت آن در کوهستان دشوار، پرریسک و نیازمند نظارت لحظهای است. آربر اکرس اگرچه مقاومت خوبی در برابر تنشها دارد، اما برای مناطق گرمسیری طراحی شده و ممکن است در سرمای شدید کوهستان کارایی انرژی خود را از دست بدهد و رشد کندتری داشته باشد. هوبارد نیز گزینهی خوبی برای سیستمهای ساده است، اما اگر هدف اصلی دستیابی به وزن زنده بالا و لاشههای درشتتر با درصد سینه عالی در کوتاهترین زمان ممکن باشد، کاب ۵۰۰ به دلیل توده عضلانی بالاتر و سرعت رشد بهتر، برتری آشکار دارد.
بنابراین، با توجه به تمامی پارامترهای فیزیولوژیک، ژنتیکی و مدیریتی، سویه کاب ۵۰۰ (Cobb 500) بهترین انتخاب برای پرورش در مناطق کوهستانی است. ترکیبی از سیستم گردش خون قوی برای مقابله با کمبود اکسیژن، استحکام اسکلتی بالا برای تحمل شرایط سخت فیزیکی و توانایی حفظ دمای بدن در سرما، این سویه را به گزینهای امن، پایدار و سودآور برای پرورشدهندگان در مناطق مرتفع تبدیل کرده است. موفقیت در پرورش این سویه در کوهستان نیازمند مدیریت دقیق تهویه حداقلی برای کنترل رطوبت و آمونیاک (که در هوای سرد تمایل به تجمع دارند) و برنامه نوری مناسب برای تحریک مصرف خوراک و تولید گرما در ساعات سرد شب است.
بهترین سویه برای پرورش در مناطق کنار دریا یا ارتفاع صفر نسبت به دریا
انتخاب بهترین سویه برای پرورش در مناطق کنار دریا یا ارتفاع صفر (Sea Level)، نیازمند تحلیل دقیق اقلیمی و فیزیولوژیک است، زیرا این مناطق با مجموعهای از چالشهای منحصربهفرد نظیر رطوبت نسبی بسیار بالا، فشار اتمسفری زیاد، دماهای متعادل اما گاهی شرجی و خطر بالای بیماریهای تنفسی روبرو هستند. بر خلاف مناطق کوهستانی که کمبود اکسیژن چالش اصلی است، در مناطق ساحلی، تراکم رطوبت و عدم توانایی پرنده در دفع گرما به دلیل اشباع هوا، مهمترین عامل محدودکننده عملکرد است. با بررسی تخصصی چهار سویه اصلی (راس، کاب، آربر اکرس و هوبارد) و تطبیق ویژگیهای ژنوتیپی و فنوتیپی آنها با شرایط شرجی و گرمسیری مناطق کنار دریا، سویه آربر اکرس (Arbor Acres Plus) به عنوان بهترین، کارآمدترین و تابآورترین انتخاب شناخته میشود.
دلیل اصلی برتری سویه آربر اکرس در مناطق کنار دریا و ارتفاع صفر، تابآوری ژنتیکی (Genetic Resilience) استثنایی آن در برابر تنش حرارتی مرطوب (Heat Stress in High Humidity) است. در مناطق ساحلی، رطوبت نسبی اغلب به بالای ۷۰ تا ۸۰ درصد میرسد. در چنین شرایطی، مکانیسم اصلی خنککنندگی پرندگان (تبخیر از طریق دستگاه تنفسی یا پانتینگ) عملاً غیرفعال میشود، زیرا هوا اشباع از رطوبت است و قابلیت جذب بخار آب را ندارد. سویههایی با متابولیسم بسیار بالا مانند راس ۳۰۸، در این شرایط به سرعت دچار شوک حرارتی میشوند زیرا گرمای متابولیک تولید شده را نمیتوانند دفع کنند. در مقابل، آربر اکرس دارای نرخ متابولیکی متعادلتر و کمی پایینتر است که منجر به تولید گرمای درونی کمتر میشود. این ویژگی ژنتیکی به پرنده اجازه میدهد تا در هوای گرم و شرجی، دمای بدن خود را برای مدت طولانیتری در محدوده نرمال نگه دارد و دچار پانتینگ شدید و افت فشار خون نشود.
از منظر فیزیولوژیک و سیستم گردش خون، آربر اکرس در فشار اتمسفری بالا (که در ارتفاع صفر وجود دارد) عملکرد بسیار خوبی دارد. برخلاف مناطق کوهستانی که قلب باید برای پمپاژ خون در هوای رقیق تلاش کند، در ارتفاع صفر اکسیژن فراوان است اما چالش دفع گرما است. سیستم قلبی-عروقی آربر اکرس به گونهای است که میتواند خون را به طور مؤثر به سطح پوست و ریهها هدایت کند تا دفع گرما از طریق همرفت و تشعشع (که در هوای مرطوب هنوز فعال هستند) انجام شود. این سویه همچنین در برابر سندروم آسیت مقاوم است، که اگرچه در ارتفاع صفر کمتر شایع است، اما در اثر ترکیب گرما و رطوبت و تنشهای تنفسی میتواند رخ دهد. آربر اکرس با داشتن سیستم ایمنی قوی، در برابر بیماریهای تنفسی که در هوای مرطوب و گرم مناطق ساحلی (مانند کولیسیپتوزیمی و بیماریهای قارچی) شیوع دارند، مقاومت بیشتری از خود نشان میدهد و تلفات ناشی از عفونتهای ثانویه را کاهش میدهد.
مدیریت تهویه و رطوبت در پرورش آربر اکرس در مناطق کنار دریا دارای اهمیت استراتژیک است. از آنجا که کولرهای تبخیری (Pad Cooling) در رطوبت بالا بازدهی خنککنندگی خود را از دست میدهند، تکیه بر سیستمهای تهویه تونلی با سرعت هوای بسیار بالا (High Air Velocity) برای ایجاد اثر سرمایشی باد (Wind Chill Effect) ضروری است. آربر اکرس به دلیل تحمل بالای خود، میتواند جریانهای هوای با سرعت ۲.۵ تا ۳ متر بر ثانیه را به خوبی تحمل کند و از آن برای خنک ماندن استفاده نماید. این سویه نسبت به کوران هوا (Draft) کمتر حساس است و در سیستمهایی که جریان هوا برای خنککردن پرنده طراحی شده، عملکرد مطلوبی دارد. همچنین، مدیریت رطوبت بستر در این سویه حیاتی است؛ زیرا پرندگان در هوای شرجی ممکن است آب بیشتری بنوشند و مدفوع آبکی دفع کنند. سیستم تهویه باید قدرت کافی برای تخلیه رطوبت مازاد از سالن را داشته باشد تا از بستر مرطوب و افزایش آمونیاک جلوگیری شود.
در خصوص تراکم پرورش در مناطق ساحلی برای آربر اکرس، توصیه میشود که تراکم نسبت به مناطق خشک کمی کاهش یابد. در هوای مرطوب، پرندگان احساس گرمای بیشتری دارند و نیاز به فضای بیشتر برای پراکنده شدن و کاهش تماس بدنی دارند. کاهش تراکم به جریان هوا اجازه میدهد تا بهتر بین پرندگان گردش کند و از تجمع گرمای مرطوب در اطراف بدن آنها جلوگیری شود. این کار همچنین به کاهش استرس اجتماعی و بهبود ضریب تبدیل غذایی کمک میکند.
در مقایسه با سایر سویهها؛ راس ۳۰۸ در مناطق کنار دریا ریسک بالایی دارد، زیرا متابولیسم سریع آن در هوای شرجی منجر به تولید گرمای کشنده میشود و مدیریت آن بدون سیستمهای سرمایشی بسیار پیشرفته و پرهزینه دشوار است. کاب ۵۰۰ نیز به دلیل توده بدنی بزرگ و مشکل در دفع گرما در رطوبت بالا، ممکن است دچار افت رشد و افزایش ضایعات پوستی (زخم سینه و پا) در بسترهای مرطوب شود. هوبارد گزینهی خوبی است، اما اگر هدف دستیابی به وزن زنده بالا و بازدهی اقتصادی حداکثری در شرایط اقلیمی سخت ساحلی باشد، آربر اکرس به دلیل ترکیب بهتر از رشد، تابآوری و کیفیت لاشه، برتری دارد.
بنابراین، با توجه به تمامی پارامترهای اقلیمی، فیزیولوژیک و مدیریتی، سویه آربر اکرس (Arbor Acres Plus) بهترین انتخاب برای پرورش در مناطق کنار دریا و ارتفاع صفر است. توانایی این سویه در حفظ عملکرد در شرایط رطوبت بالا، مقاومت در برابر تنش حرارتی مرطوب و سیستم ایمنی قوی برای مقابله با بیماریهای منطقهای، آن را به گزینهای امن، پایدار و سودآور برای پرورشدهندگان در مناطق ساحلی تبدیل کرده است. موفقیت در پرورش این سویه در کنار دریا نیازمند مدیریت دقیق سرعت هوا برای خنککردن پرندگان، کنترل دقیق رطوبت بستر برای جلوگیری از آلودگیهای میکروبی و استفاده از استراتژیهای تغذیهای (مانند افزودن الکترولیتها) برای مقابله با استرس اسمزی ناشی از رطوبت بالاست.
بهترین سویه برای پرورش در مناطق کویری
انتخاب بهترین سویه برای پرورش در مناطق کویری، تصمیمی است که نیازمند درک عمیق از اقلیمهای خشک و نیمهخشک است که با ویژگیهای منحصربهفردی نظیر دماهای بسیار بالا در طول روز، افت دمای شدید در شب، رطوبت نسبی بسیار پایین و تابش مستقیم و شدید خورشید همراه است. در این مناطق، چالش اصلی پرورشدهندگان مدیریت «تنش حرارتی گرم و خشک» است که در آن پرنده هم با گرمای محیطی و هم با خشکی هوا دستوپنج نرم میکند. بر اساس تحلیلهای تخصصی و تطبیقی چهار سویه اصلی (راس، کاب، آربر اکرس و هابورد) با شرایط اقلیمی کویر و با در نظر گرفتن شاخصهایی نظیر تحمل تنش گرمایی، کارایی سیستمهای سرمایشی تبخیری و پایداری رشد، سویه آربر اکرس (Arbor Acres Plus) به عنوان بهترین، منطقیترین و بهینهترین انتخاب برای پرورش در مناطق کویری شناخته میشود.
دلیل اصلی و تعیینکننده برتری سویه آربر اکرس در مناطق کویری، تابآوری ژنتیکی (Genetic Resilience) و متابولیسم متعادل آن در برابر تنش حرارتی است. مناطق کویری در تابستان دماهایی بالای ۴۵ درجه سانتیگراد را تجربه میکنند. سویههایی با متابولیسم بسیار سریع مانند راس ۳۰۸، در این دماها گرمای متابولیک بسیار زیادی تولید میکنند که مدیریت آن حتی با بهترین سیستمهای تهویه نیز دشوار و پرهزینه است. در مقابل، آربر اکرس دارای نرخ متابولیکی کمی ملایمتر است که منجر به تولید گرمای درونی کمتر میشود. این ویژگی حیاتی به پرنده اجازه میدهد تا در اوج گرما، دمای بدن خود را برای مدت طولانیتری در محدوده ایمن نگه دارد و دچار شوک حرارتی ناگهانی نشود. مطالعات میدانی نشان دادهاند که آربر اکرس در دماهای بالا، افت کمتری در مصرف خوراک دارد و اشتها را بهتر حفظ میکند که مستقیماً بر تداوم رشد و کاهش ضریب تبدیل غذایی در شرایط بحرانی تأثیر میگذارد.
از منظر فیزیولوژیک و سیستم تنفسی، آربر اکرس در مناطق کویری عملکرد متمایزی دارد. اگرچه رطوبت پایین کویر میتواند باعث خشکی مخاط تنفسی شود، اما سیستم ایمنی قوی و سازگاری بالای آربر اکرس باعث میشود که این سویه در برابر عفونتهای تنفسی ثانویه مقاومت خوبی از خود نشان دهد. مهمتر از آن، مکانیسم دفع گرما در این سویه کارآمدتر است. در هوای خشک، تبخیر از طریق دستگاه تنفسی (Panting) بسیار مؤثر عمل میکند. آربر اکرس با داشتن سیستم گردش خونی که خون را بهطور مؤثر به سطح پوست و دستگاه تنفسی هدایت میکند، میتواند از هوای خشک برای خنککردن سریعتر بدن استفاده کند. همچنین، این سویه در برابر سندروم آسیت که ممکن است در اثر ترکیب گرما و تنشهای اکسیداتیو رخ دهد، مقاومت بالایی دارد که تلفات را کاهش میدهد.
مدیریت تهویه و سرمایش در پرورش آربر اکرس در کویر با سایر مناطق تفاوت دارد. در کویر، رطوبت پایین یک مزیت بزرگ برای استفاده از کولرهای تبخیری (Pad Cooling) است. آربر اکرس به دلیل تحمل بالای خود، میتواند از حداکثر ظرفیت خنککنندگی کولرها بهره ببرد بدون اینکه دچار شوک ناشی از اختلاف دما (Temperature Shock) شود. سیستمهای تهویه تونلی در کویر باید با سرعت هوای بسیار بالا (۲.۵ تا ۳ متر بر ثانیه) طراحی شوند تا اثر سرمایشی باد (Wind Chill) ایجاد کنند. آربر اکرس در برابر این جریانهای هوای قوی مقاوم است و به خوبی با آن سازگار میشود. همچنین، در شبهای کویر که دما به شدت افت میکند، آربر اکرس به دلیل پرهای متراکمتر و توانایی تنظیم متابولیسم، کمتر دچار افت دمای بدن (Hypothermia) میشود و انرژی کمتری برای گرم نگه داشتن خود هدر میدهد که به بهبود ضریب تبدیل کمک میکند.
در خصوص تراکم پرورش در مناطق کویری برای آربر اکرس، مدیریت هوشمندانه ضروری است. اگرچه این سویه تحمل خوبی دارد، اما در اوج گرما، کاهش تراکم به پرندگان اجازه میدهد تا فضای بیشتری برای پراکنده شدن و تماس کمتر با یکدیگر داشته باشند که این امر دفع گرمای بدنی را آسانتر میکند. تراکم مناسب همچنین باعث میشود که جریان هوای سرد خروجی از کولرها بتواند بهتر در بین پرندگان گردش کند و از ایجاد نقاط داغ (Hot Spots) در انتهای سالن جلوگیری شود.
در مقایسه با سایر سویهها؛ راس ۳۰۸ در کویر ریسک بسیار بالایی دارد، زیرا نیاز به اکسیژن و تولید گرمای آن آنقدر زیاد است که در روزهای گرم، تلفات ناشی از شوک حرارتی میتواند بسیار بالا باشد و مدیریت آن نیازمند هزینههای سرمایشی سنگینی است. کاب ۵۰۰ نیز به دلیل توده بدنی سنگین و مشکل در دفع گرما در دماهای بسیار بالا، ممکن است رشد کندی را تجربه کند و دچار ضایعات پوستی شود. هوبارد گزینهی مقاومی است، اما سرعت رشد و وزن نهایی آن معمولاً کمتر از آربر اکرس است که در اقتصاد پرورش صنعتی کویر مطلوب نیست.
بنابراین، با توجه به تمامی پارامترهای اقلیمی، فیزیولوژیک و مدیریتی، سویه آربر اکرس (Arbor Acres Plus) بهترین انتخاب برای پرورش در مناطق کویری است. ترکیبی از متابولیسم متعادل برای کاهش تولید گرما، سازگاری عالی با سیستمهای سرمایشی تبخیری و سیستم ایمنی قوی برای مقابله با چالشهای تنفسی هوای خشک، این سویه را به گزینهای امن، پایدار و سودآور برای پرورشدهندگان در مناطق کویری تبدیل کرده است. موفقیت در پرورش این سویه در کویر نیازمند مدیریت دقیق دما و رطوبت، استفاده حداکثری از پتانسیل کولرهای تبخیری و تأمین آب آشامیدنی خنک برای کاهش بار حرارتی داخلی پرندگان است.
گردآوری و نگارش: دکتر سروش رهبرنژاد، دامپزشک و کارشناس تحقیق و توسعه
بازبینی و طراحی بصری: مهندس رضا یزدی
فارسی
English